۱۶
دوستي در اينترنت
دسته بندي (اجتماعي, رو به خودم) نويسنده imei در ۱۶-۰۱-۱۳۸۷
برچسبها : اينترنت, دوستي, رونوشت من, فروم
- فلاني دوست اينترنتيمه
- ئه؟ اين كه اهل اين كارا نبود؟! خيلي مذهبي و معتقد بود از اين رفتارها نداشت؟!
- چه رفتارهايي؟ نكنه ميخواي بگي دوستي اينترنتي عقدهاي بازيه؟
چرا من اينقدر دوست اينترنتي دارم و به اين روابط ادامه ميدم…
دوستاي اينترنتي من عمدتاً توي فرومها يا از طريق دوستاي ديگهي اينترنتي به من معرفي ميشن. من به دوستاي اينتريم اعتماد و روشون شناخت بيشتري دارم. سود بيشتري بهم رسوندن. سالمتر از رابطههاي واقعيم بودن. حتي با دخترهايي كه توي اينترنت دوست بودم دغدغهي اينو نداشتم كه ديگران نگاه ديگهاي بكنن يا خودش فكر ديگهاي بكنه در حالي كه توي رابطههاي واقعيم عذاب بيشتري ميكشيدم.
فرق فرومها با چت رومها -كه عمدتاً محيط ناامنتري بلحاظ اخلاق دوستي دارن- اينه كه قدرت خاصي دارن براي اينكه توش ميتوني با استقلال و اختفاي بيشتري بگردي و با نوشتهها و در نتيجه عقايد ديگران آشنا بشي…
من دوستيهاي اينترنتي رو به دو دستهي سطحي و عمقي (كه قبول دارم دسته بندي كلي و ناقصي هست) تقسيم ميكنم و نماد اين تقسيم بنديها رو هم بدون اينكه درشون مناقشه و تعميم به جمع داده باشم دوستيهاي چت رومي و دوستيهاي فرومي ميشناسم.
توي چت رومها قادرين نوعي از دوستي سطحي برقرار بكنين. حرفها سطحي و روزمره هست شبيه حرفهايي كه تو تاكسي ميزنيم. نقطهي ضعف اين نوع دوستيها گذرا بودن اون هست و اين باعث ميشه كه به همين دليل افراد سعي كنن با جاذبههاي ديگري به ساختن يه رابطهي دوستي رو بيارن.
نقطهي قوتي كه اين دوستيها ميتونن داشته باشن اينه كه ميتونن به تخليهي “نياز به مورد توجه بودن” و “نياز ارتباط با جنس مخالف” كمك كنن و هر چند شكل ناسالمي دارن ولي از شكل خطرناكي كه ميتونه از سركوب نياز پديد بياد جلوگيري ميشه. لااقل وقتي دختري با پسري توي چت روم جيك جيك ميكنن، نه جامعه بهشون نگاه بد ميكنه و نه آبروي خونوادههاشون ميره و نه اسم دختر و پسر روي هم ميمونه! ميبينين همين رابطهي نه چندان جالب هم اگر فكر كنيم كه با نبودنش ميتونه چيزاي بدتري اتفاق بيافته خوبيهاي خودش رو داره!
ولي در شكل عميقتري توي فروم ها ميتونين:
نوشتههاي ديگران رو بخونين بدون اينكه ديگران بدونن كه خوندين يا اصلاً هستين… توي چت روما وقتي وارد ميشين همه نگاه ميكنن كه اومدين وقتي مسيجي زده ميشه همه مجبور به تحملش هستن مگر اينكه برن بيرون. وقتي وارد ميشي بعيد نيست كه بهت پي ام بدن در حالي كه شايد اصلاً علاقهاي به برقراري ارتباط نداشته باشي. خيليها سعي ميكنن حتي آيدي شون هم طوري باشه كه ديگران رو تحريك كنه به پيام دادن!
بدون اينكه مجبور باشين نوشتهها رو بخونين ميتونين ازشون صرف نظر كنين. بخاطر همين همه سعي ميكنن كه بجاي اينكه مثل توي چت رومها به گفتن حرفهاي لحظهاي بپردازن و براي يك دوستي به “مخ زني” رو بيارن، به گفتن حرفهاي ماندگار و برخاسته از عمق بيشتري روي بيارن. متن در فرومها به ديسكاشن يا پست معروفه و متن در چت رومها به مسيج و گفتگوي درجا (IM) و عمق هر كدوم از اسمشون پيداست!
توي دوستي اينترنتي ميتونين با عقايد طرف آشنا بشين بدون اينكه به همخوني سن و سال و جنس و قيافه و تيپ فكر كنين و تحت تاثيرشون قرار بگيرين. هر چند كه اين مسائل هم در فرومها داخل پروفايل گذاشته ميشن ولي الزامي نيست. اينجاست كه من دوستاي اينترنتيم رو بيشتر از دوستاي دور و بريم ميشناسم و ميدونم كه چه نقاط مشتركي داريم و توي چه نقاطي نبايد صحبت كنيم و حتي نديده كلي خاطرهي مشترك داريم.
ميتونم به دوستام بخشي از مشخصاتم رو كه دلم ميخواد رو بدم و بخشي رو كه ميخواد ندم. يعني شمارهي من رو تعداد كمي دارن و اسمم رو هم حتي دوست ندارم پابليك كنم. من دروغ نميگم ولي خيلي صريح بخشهايي از مشخصات حتي عادي رو هم جزو حيطهي شخصيم ميدونم. اين يه مزيت در دوستيهاي اينترنتي نيست؟!
ميتونم رفقاي اينترنتيم رو هر زمان كه خواستم بپذيرم و هروقت نخواستم نپذيرم. از آدمايي كه پيله ميكنن حرصم ميگيره و توي واقعيت و توي اينترنت برخورد تدافعي ميكنم باهاشون. انرژي برخورد تدافعي رو توي دوستيهاي اينترنتي ميتوني حروم نكني. امكانات بن، ايگنور، بلك ليست، اسپم و ريپرت كردن به شكل نرم افزاري جلوي طلبكارا (!) رو ميگيره و شما رو به”نات ريسپوند تو پيجينگ” ميبره!
توي اينترنت ميتوني بدون اينكه هراسي داشته باشي درونياتت رو بگي و تخليه بشي! حتي نيازي به اين نيست كه كسي بهت تريبون بده! حتي لازم نيست حق داشته باشي و فقط ميتوني بگي! اين گوش نكرد يكي ديگه! حتي لازم نيست توانايي چيره كنندهي مجاب كردن يا حتي حرف زدن درست و حسابي داشته باشي!
و در وهلهي آخر اينكه دوستاي اينترنتيم سود زيادي بهم رسوندن. چقدر شانس داشتم كه يه دوست فيلم باز يا يه دوست عكاس يا يه دوست دامپزشك يا دكتر توي دنياي واقعيم داشته باشم؟ ولي الان اينقدر دوست دارم كه هراسي ندارم كه دوستايي كه ممكنه بودن باهاشون اذيتم بكنه رو با اين استدلال كه “همين يكي رو دارم” بهشون حريم ندم. دوستهايي دارم كه توي شمال و مشهد و تبريز و ياسوج و لبنان و تركيه و هند و امريكا و استراليا و هزار كشور و شهر ديگه دارم.
و ديگر هيچ!
