۱۳
من مطالعهي روانشناسي و جامعه شناسي خاصي ندارم. بخاطر همين ممكنه قضاوتهايي كه در اين پست ميكنم ناشي از عدم آگاهي من باشه. در اين صورت ممنون ميشم اگر من رو با استناد به منابعتون روشن كنين. اين حرفها فقط يه سري برداشت از روابطي هست كه اطرافم ميبينم و اشاره به شخص خاصي نيست… نظرتون برام مهمه. بگيد چي فكر ميكنيد.
قضيه از اين قراره: پسري تو عشق دختري ميافته يا برعكس. رابطهي احساسي شون گرم ميشه. رفت و آمد ميكنن و دو طرف از هم خوششون ميآد. تا اينجا شبيه به خيلي از شروع هاي ديگه است. بهر حال تصور كنيم كه دختر خانم اجازه داده كه عشق آقا ظهور پيدا كنه ( اين عشق و آقا و ظهور رو با اون يكي اشتباه نگيرين:D ) كه اين يه طبيعت دخترونه به نظرم هست، آقا بايد ممنون باشه كه بهش اجازه داده شده كه خانم رو بشناسه و خب بعد از مدتي احساس علاقه كنه بهش! خب با اوصاف وضعيت فرهنگي جامعهمون، -چنان كه افتد و داني- اگر دختري به پسري خيلي ساده و بدون دليل روي خوش نشون نده- چنانكه شكل معقول ارتباط دو انسان هست- جامعه نميآد بگه واه واه چه دختري انگار از دماغ فيل افتاده! اين به ديد من يكي از مزخرفات جامعهي ماست كه نتيجهش اجتماعي نبودن جوونها در ارتباط با هم هست. نه دختر رو در قبال “زدن مخ” واكسينه ميكنه و هم از طرفي تعدادي از شانسهاي ارتباط سالم رو كور ميكنه. بگذريم… بهر حال آقا به تور خانمي خورده كه سطح فرهنگيش اجابت ميكرده كه به سلام آقا، عليك جواب بده. خب اينا هم كه فكر ميكنم توي خيلي از شرايط صادقن. بعد از اينكه رابطه گرم ميشه و شروع ميكنن حرفاي خوب خوبشون رو زدن از اينجا به بعد اين توقع ميره كه ارتباط خانم با پسرها شكل محدودتري داشته باشه. البته اين توقع در مورد آقا هم ميره كه احتمالاً برآورده ميشه. كامل »