۰۵
نه عنواني، چه عنواني، به خدا حيف عنوان!
دسته بندي (رو به خودم) نويسنده imei در ۰۵-۰۱-۱۳۸۷
خريد آبميوه و شيريني و دوغ و نون
حمام و اصلاح ريش
افتر شيو و ۲۱۲ – لباسهاي عيد – واكس مو – واكس كفش
دوربين و دسته گل
انتظار براي اومدن فروغ (ترمينال)
خريد بليط برگشت
پيتزا (ملت)
عكس گرفتن به مقدار معتنيبه!
درست كردن چس فيل
تحويل كتاب و كادوي فروغ
خريد لوازم تهيهي غذايي كه فروغ ميخواست درست كنه(؟)
شوكولات فروغ
فيلمهاي جيم كري
پلي ليست آهنگها
تاببازي وبدمينتون (پارك)
خريد عيد و كادوها (هفت تير / ارياشهر و…)
قرار با بچهها(؟)
براي نزديك به يك هفته بودن در كنار فروغ، برنامهي زياد فشردهاي نبود. بحد كافي وقت براي نگاه كردن و حرف زدن و درد دل كردن و خوش گذروندن و درس خوندن و خوابيدن كه از بزرگترين كمبودهاي فروغه باقي ميموند.
Ctrl +A / Shift + Delete
پاك كه بشه لااقل سروقتش ريمايندرم آهنگ Wedding of Love رو نميزنه كه يادم بياره همهي Appointmentها و Task List ـم كنسل شده. چه ذوق و شوقي داشتم موقع خريد دوربين و نگه داشتن پسانداز براي خريد عيد و موقع انتخاب لباسا و سلموني رفتن و ورزش كردناي متمادي با مجتبي و غذا كم كشيدناي سر سفرهي عيد!
چرا بايد خجالت بكشم؟ به همه گفتم كه ميخواد بياد؟ حالا بايد به همه بگم به اين دليل و اون دليل نميآد؟ از بس بي آبرو هستم خودم يعني چي تا يه احتمال يه درصدي پيش ميآد كه دري به تخته بخوره و يه اتفاق خوبي بيافته من بايد دلم خوش بشه؟ غلط كردهم كه دلم خوش بشه. يعني من چقدر بايد خجسته باشم كه از موانع بزرگي مث بابا مامان تو صرفنظر كنم و خيال كنم تو از پسشون بر ميآي؟ همينا هستن كه منو دووندن دنبال چيزايي كه تو با نگاه بهشون ميتوني در مقايسه با ديگران من رو كمتر بدوني. ميتوني باور كني كه من پيش ديگران اينهمه سال هيچ كاري نكردم كه به رسيدنمون كمك كنه. واقعيت هم اينه كه من هر چقدر خوب باشم اوني نيستم كه بتونم با پدر مادرت ازدواج كنم.
خاطرههاي آيندهام چقدر پژمرده و خاكستريان…
***
نه اميدي چه اميدي به خدا حيف اميد
نه چراغي چه چراغي چيز خوبي ميشه ديد؟
نه سلامي چه سلامي همه خون تشنهي هم
نه نشاطي چه نشاطي مگه راهش ميده غم…
(شاملو - دختراي ننه دريا)
salam
sharmandeam
midoonam in kalame kheili kame vase hameye etefaghaei ke oftad vali man dige az dare donya hichi nadaram
nemidoonam eybe kar kojast
vali midoonam ke hameye ina royaye manam bood garche kasi nafahid va hamoon ye nafariam ke mifahmid inghadr too ghosehaye khodesh foroo raft…ke raft
manam ta kherkhere por az shoghe didanewh boodam
manam baraye ye lahze kenaresh boodan ye omr barname dashtam
man khastam begam imi bebakhshid ama…dige nemishnid
gahi vaghti ye fekr tamame fazaye zehne adamo por mikone,avaz kardanesh kare hazrate file
hala age oon zehn ye zehne khaste bashe va oon fekr ye fekre bad…to khodet khoob midooni ke man be har chi shabih basham,hazrate fil dige behem nemikhore
۱۰۰۰bar behet goftam ama bazam migam chon midoonam shenidane bazi chiza lezat bakhshe:man hich vaght to ro ba hich kasi moghayese nemikonam.man to ro hamintor ke hasti hamoontor ke boodi khastam,doos dashtam,va bishtare vaghta parastidam.omidvaram ye rooz zehne ghashanget az fekraye bad pak she va roshantar bebini
omidvaram ye rooz joftemoon ghadre eshghe binaziremoono behtar befahmim
omidvaram sale no az in be b@d rooye khoshesho behemoon neshoon bede
doosset daram eshghe divooneye man;)
kheili harfa vase goftan daramo kheili harfa vase nagoftan.mikham bedooni age migam bahatam,age goftam movazebetam,alaki nagoftam,faghat… nemikham hichio tojih konam.ye rooz behet migam vali na hala ,ye rooz ke dige hich kodoomemoon ba on yeki intori harf nazane…ye rooz ke behem hamoon ghadr etemad dashte bashi ke be khodet,ye rooz ke bedooni mano to vase man hamoonghadr moheme ke vase to
midoonam ke mikhandi vali az khodaye mehraboonam ke hichkasi joz oon vasam namoonde mojeze khastam,kash hade aghal oon sedamo beshnave.kash ghadre hamo befahmim.kash zendegimoon mosabeghe nabashe ke tarse aghab oftadan az hamdigaro dashte bashim,kash bishtar movazebe kodemoon bashim.
doosset daram eshghe man
ميتوني باور كني كه من پيش ديگران اينهمه سال هيچ كاري نكردم كه به رسيدنمون كمك كنه
این حرفیه که دیبا همیشه به من میگه
دایی
اون شب که حالم گرفته بود باهات حرف زدم
شرایطم را گفتم
گفتم چه کارایی کردم و چه کارایی نکردم
خودت بهتر از من حالمو دیدی.
ایمی دیگه این حرف را نگو
من می فهمم فروغ عزیز چه حسی بهش دست میده وقتی اینو میخونه.
فروغ عزیز
تو هم معذرت خواهی نکن
به قول فیلم love story عشق اونه که هرگز نگی متاسفم
باز هم می فهمم ایمان وقتی کامنت های تو را خونده چه حالی شده
من که گریه ام گرفت
ایمان
تو خوشبخت تر از منی .
چون فروغ تو را باور داره.
دیبا منو دوست داره اما منو باور نداره…
نمیدونم … بهش حق میدم.
زن دایی
من شاهدم که دايي با چه اشتیاقی برنامه ریزی میکرد
منم به قول تو واسه خود شیرینی کمکش میکردم که برنامه هاتون بهتر بشه
من از شنیدن اینکه نمیای حالم گرفته شد. وای به حال ایمان…
مثل همیشه پر حرفی کردم و خود شیرینی
ببخشین
خیلی اشک ریختم وقتی این پست و کامنت هاش را خوندم
هر دوی شما را دوست دارم
دعای من همیشه پشت سر شماهاست.
چقدر گریه کردم با خوندن این پست و کامنت
تو را خدا شما ها شاد باشین
و من . . .
میشه گفت اولش نفهمیدم که دایی چی گفت
اما بعد که اومدم خونه یه راست اومدم سراغ اینترنت . مهم نبود برام الان چند نفر سرم هوار میکشن که بیا اینکارو بکن .. ……..
دایی جونم
فروغی جونم
همیشه یکی از عشقای مثال زدنی عشق تو و ایمی و سمیه و سعید بوده
شاید تو عشقای امروزی شما الگو باشید
مگه نشنیدید که پایان شب سیه سپید است ؟
من از الان میتونم روزی رو ببینم که میام بالاسرتون قند میسابم
و از همین امروز و همین ساعت دعای قنوتم و حاجت قنوتم شادی شماس اگرچه هیچ وقت فراموشتون نکردم حتی توی دور های آخر طوافام که از خدا حاجت میخواستم
دایی
فروغی
بخندید تا دنیا هم بهتون بخنده
دایی ؟؟؟؟؟
من فهمیدم به کی رفتم که آلو تو دهنم نم نمیکشه
آخه منم با نم نمه ای از امید همه جا رو پر میکنم
بهناز عزیز
خیلی ببخش
به نظر من این پایان شب سیه سپید است چرنده و فقط برای دل خوشی خودمون میگیم.
……….
ایمی
حرف هامو میخوام حضوری بهت بگم
یا قانعت میکنم یا قانع میشم.
اما من بهش رسیدم
من الان افتادم تو یه loop و اصلاً نمیتونم بفهمم جریان چیه!!!
هی با شدت با خودم تصادف میکنم، میخورم زمین، با پرروئیه تمام بلند میشم، دوباره با سرعت نور شروع میکنم دویدن، وقتی به ماکزیمم حد رسیدم دوباره با موحکمممممممممم میخورم به خودم و تلپ میفتم زمین.
میدونم الان مجی و بهناز میخندن که اینم ترکه ها D: (ایمی هم یباشکی میخنده) فوروغی تو هم بخند (بوس بوس بوس)
خلاصه اینکه قاطی کردم، اصلا نفهمیدم کی چی گفت!؟
فقط میتونم بگم با یه کنسل شدن برنامه هاتون انقدر ناامید نباشید
میدونم خیلی سخته انتظارت یهو دود بشه بره هوا
اما هنوز شما اول راهید و هنوز باید با کمک دیگه مشکلات خیلی بزرگتر از اینو حل کنید
عشقتونو دوس دارم
خودتونو دوس دارم
برای هم بمونید
باهم بمونید
اونی که من میشناختم نیستی . اون محکمتر بود . ازش خبر نداری ؟
…
سلام دایی ايمی
سلام خانوم فروغی
سلام خاله بهنازی
سلام مجی
سلام دخی سمیه
چقدر سلام کردم من اخه ندید بدیدم چه کار کنم خب !!!
نامردا این همه دنبالتون گشتم اخرش با چند شبانه روز جستجو اینجا رو پیدا کردم .
من که نفهمیدم چی شد یعنی من اونقدر برا شماها نامحرم هستم که اصلا نمیدونم چی به چیه حتی مجتبی ! شاید اشکال از خودمه چون هیچ وقت هیچ چیزمو به کسی نمیگم یادتونه اومدم تهران فقط گریه هام و آوردم خونه ؟ اصلا نگفتم چه مرگمه شاید به این خاطر
اما یه چیزی رو خوب میدونم که شما قدر این لحظات خودتونو نمیدونید …
همه شماها میگید امسال عید خوبی نداشتید من می ترسم بگم که امسال بهترین عید من بود!
وقتی میگم قدر این لحظات خوتونو بدونید واسه اینه که من مجبورم حداقل هر ۱۰ روز یه بار صدای خانومی رو بشنوم و هر ۳-۴ ماه یکبار در حد چند ساعت ببینمش اونوقت فقط به این دلیل امسال شده بهترین عید من چون به خاطر شرایطی روزی چند بار صداشو میشنوم .
ایمان جون ببخشید عزیزم من همیشه فقط بلدم با فحش درد و دل کنم بعدش تو دهنمم زدی نو پرابلم میگم دیگه کوفت میخوایی ؟ حالا عید نشده که نشده همین مجتبی میگفت بیا عید تهران منم میمونم ایمان ضد حال بخوره حالا فهمیدی خدا یه صلاحی تو کار دیده که نشده (مجتبی دیگه دستت به من نمیرسه تا خفم کنی رفتم خارج :d)
برای همه تون بهترین ها رو آرزو میکنم در کنار بهترینتون دایی حالا فهمیدم چرا اون روز اینو برات آرزو کردم کمرت شکست شرمنده
دوستتون دارم میدونم هیچ کدومتون از ته دل منو دوست ندارید اما مهم اینه خاطرتون برا من عزیزه
فقط خاله ای منو دوست داره ….
علی جون لطفا خفه شو
همه دوستت داریم
جناب مجتبی لطفا درست صحبت کنید آقا :d
اینجا که تاپیک گفتمان نیست منحرفش کنی وبلاگ دایی جونیه *-:
من هر جوری دلم بخواد حرف میزنم با تو ……
سلام
می خوام به اونی که بهترینه بگم خوش به حالت که دوستای به این خوبی داری.حسسسسودی کردم.
مرسی که هوای آرنولد منو دارید.
منم اگه قابل بدونید واسه همتون آرزوهای خوب خوب دارم و خوشحالم که هستید.
وای!……………
خداییش ناراحت شدم .
هنوز نفهمیدم چرا این مشکل پیش اومده. ولی امیدوارم این مشکل طوری نباشه که جدایی بین شما خدای نکرده بندازه.
گفتم چرا مدتیه اصلا به مای بی بی سر نمیزنی!
امیدوارم از این دست مشکلات دیگه برات پیش نیاد ایمی جان
سعی کن یه سر به مای بی بی بزنی و خودت رو مشغول کنی که فکر های ناجور به سرت نزنه
موفق باشی
اولا که آخی من فدای زن دایی جون بشم (ایمي غیرتی بشی نصفت کردم)
دوما مجتبی یه بار دیگه به من از گل نازک تر بگی میام تهران هی تو خونه یه کاری میکنم که امید پرتت کنه تو کوچه ….
سلام زن دایی
چطوری ؟
دایی که آرنولد نیست
ایميشونه!!!!!
زن دایی
مطمئن باش همونقدر که ایمی برای ما عزیزه شما هم به همون اندازه برای ما عزیز هستین
یه روز با دایی و دیبا رفته بودیم بیرون
حتما همون روز همه آمار را بهت داد
آره خلاصه من گفتم که من از حالا پیش زن دایی نوبت رزرو کردم و زن دایی باید منو مجانی معاینه کنه
دایی هم کم نذاشت ، نامرد گفت : فروغ میخواد پزشک قانونی بخونه!!!!!
خندیدی دیگه زن دایی
ایمی تو هم خندیدی دیگه
تا آخر عمرتون خنده روی لباتون باشه
نه فقط شما ها
روی لب همه ی مردم
علی
بیا تهران منم تو را مجانی ویزیتت میکنم.
به نظرتون به اندازه کافی اینجا را منحرف کردیم ؟
به نظر من هنوز کار داره تا منحرف بشه وقتی من بیام تا به گند نکشم دست بردار نیستم
میگم مجتبی لقاح مصنوعی هم بلدی بیام پیشت؟
آره
برات اسپرم خارجی کنار بگذارم ؟
اول رو دایی آزمایش کن ببینم دختر دایی که یه عمر آرزو داشتم داشته باشم چی از آب در میاد بعد…
سلام ایمی عزیزم
تنها چیزی که میتونم بگم یکی از شعرهای شاملو هست:
توان دوست داشتن و دوست داشته شدن
توان خندیدن به پهنای دل
توان گریستن از سویدای جان
توان جلیل بر دوش کشیدن بار امانت
و توان غمنلک تحمل تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان
انسان دشواری وظیفه است . ….
یقین دارم که تو توان بر دوش کشیدن این وظیفه دشوار را داری …